الفيض الكاشاني

613

ترجمة الحقائق ( فارسى )

زراعت معلّم است پس محبّت آن از براى خداست ، بلكه زياده بر « 1 » اين مىگوييم : هركه جمع كند مهمانها را و طعامهاى لذيذ از براى ايشان مهيّا كند از براى رضاى خدا و محبّت به طبّاخى داشته باشد كه طعام را خوب پزد « 2 » از جملهء محبّان از براى خدا خواهد بود . و هم‌چنين هرگاه محبّت به كسى داشته باشد كه متولّى رسانيدن صدقات به مستحقّان شود البتّه كه محبّت آن در راه خدا خواهد بود ، بلكه زياده بر اين مىگوييم : هركه خادمى داشته باشد كه متوجّه شستن جامه و جاروب كردن خانه و پختن طعام شود از آن راه [ m . a 145 ] كه به وسيلهء آن فارغ خواهد بود از براى علم و عمل و مقصود آن از « 3 » تحصيل خادم فارغ بودن از براى عبادت باشد البتّه كه محبّت آن در راه خدا خواهد بود . و امّا قسم چهارم آن است كه محبّت از براى خدا و در راه خدا باشد نه از براى آنكه به علم و عملى برسد يا آن را وسيلهء امرى سازد سواى ذات آن « 4 » . و اين عالىترين درجه‌هاست و دقيق‌تر و خفىتر از همه است . و اين قسم نيز ممكن است زيرا كه از آثار غلبهء محبّت آن است كه تعدّى كند از محبوب به هرچه متعلّق به محبوب و مناسب او باشد اگرچه دور باشد ، پس هركه محبّت شديدى به كسى داشته باشد دوست خواهد داشت دوستِ او را و « 5 » محبوبِ او را و خادمِ او را و كسى را كه محبوب وى مدحِ او را كند و كسى را كه مسارعت به رضاى محبوب او كند . مجنون عامرى گفته : أمرّ على الديار ديار ليلى * أُقبّل ذا الجدار و « 6 » ذا الجدارا و ما حُبّ الديار شغفن قلبي « 7 » * و لكن حُبّ من سكن الديارا

--> ( 1 ) . زياده بر / زيادتر از . ( 2 ) . پزد / بپزد . ( 3 ) . - از . ( 4 ) . - آن . ( 5 ) . او را و / در او ! ( 6 ) . - ذا الجدار و . ( 7 ) . اين مصرع از افتاده است .